| کاش می گشتم فدای دست تو | تا نمی دیدم عزای دست تو |
| خیمه های ظهر عاشورا، هنوز | تکیه دارد بر عصای دست تو |
| از درخت سبز باغ مصطفی | تافتاده شاخه های دست تو |
| اشک می ریزد ز چشم اهل دل | در عزای غم فزای دست تو |
| یک چمن گل های سرخ نینوا | سبز می گردد به پای دست تو |
| در شگفتم از تو ای دست خدا | چیست آیا خون بهای دست تو؟ |
.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 11:6 توسط ليراوی
|
باردرخت علم ندانم به جز عمل